Yu's letter

این چند روز یکه نیومدم قهر نکرده بودما!! (مث یو!! شوخی کردم یوهوهوهوهو)! نامه ی یو رو گم کرده بودم!!! هه هه هه هه هه هه

دستمالاتونو آماده کنید!!!

میدونم انشام خیلی خوبه!!! من فقط میتونم یه متن انگلیسیو بخونم و متوجه شم , نمیتونم به فارسی برش گردوندم. ولی به هر حال اینکارو کردم!!!!


نامه ی یو:

"چند سال پیس, یه پسر کوچولو (استرایفیو میگه ها!)یه بندی با دوستاش ساخت و نوشت "با خودتون صادق باشید, سینما بیزار".
ما به عنوان یه گروه با هم بزرگ شدیم , تو خوشی ها و ناخوشی ها, که من واقعاً اون زمانها رو گرامی میدارم و (همون زمانها)باعث شدن حالا که خودم باشم و میدونم که به تنهایی برام سخت بود (که خودم باشم).
با این بلاگ(وب خودشو میگه ها!
) میخوام گره ی چیزی رو باز کنم که به خاطر ملاحظاتی ناگفته مونده بود. (اژدها وارد میشود... دینگ دی دی دییییییییییییینگ!!!)
بند ما تصادفی شروع به کار کرد(ینی توی شرایط خوبی نبود), ولی این (فقط) یکی از دلایلی بود که آخرش مجبورمون کرد خبر این وقفه رو تو کارمون بدیم. که (البته این وفقه) بیشتر تبدیل شد به یه بریک آپ.
اما مطمعناً یکی از دلایلی که باعث خراب شدن همه چیز شد, سادگی و کور بودن من بود. (به عبارتی بی ادبانه: خنگ بودن من!
)
ما دیدیم تو یه موقعیتی قرار گرفتیم که مجبوریم یه عضو جدید گروه پیدا کنیم. (منظورش از اون "موقعیت" : وقتی لومینور (کیبوردیست بند) مریض شد و مجبور شد از بند بیرون بره.)
کسی که اسم خودشو گذاشت "دوست" و به خاطر ساده و معتمد بودن من تونست به این مقام برسه.(تونست برای کیبوردیست شدن گروه انتخاب شه. میگیرین دیگه؟!ینیget into شد!)
حالا میتونم بگم این آدم یکی از بزرگترین دلایل تموم شدن بند بود.
بعد چندین فرصتی که من دوباره دادم, این آدم نه تنها من ودوستامو کمک نکرد و ضرر مالی زد, برنامه های موسیقی و روابط و خراب کرد, درست مثل یه زهر!
  من چیزهایی که بیشترین قداستو برام داشتن , به وسیله ی این آدم از دست دادم , کسی که اسم خودشو دوست گذاشته بود.
من کور بودم و پشیمونم..."


آه, آه آه آه آه آآآآآآآآآآآه!!!
گریه کنید!

نقد!!!!!!
:
بله همونطور که ملاحظه فرموردید جناب میخواستن گره  از موضوع برک آپ شدن سینما بیزارو باز کنن, به جاش درد و دل کردن!!
به بزرگی خودمون میبخشیم!! به هر حال تخلیه روانی شد دیگه!! دلش خنک شد!

بیچاره استرایفی خفونش برم این همه ازش پرسیدن گروهتون چرا از هم جدا شد لام تا کام در مورد رومئو هیچی نگف همه ش تفره میرفت میپیچوند. همون که یو میگف به خاطر ملاحظه و احترام بعضیها پنهون موند!! حالا ایشون اومده صاف گذاشته دست فنا! بدجوری زد وا3 رومئو ! البته دست پیشو گرفته پس نیفته! حالا میگم براتون چرا...


بعد از اینکه اینکه سینما بیزار از هم پاشید یو و رومئو رفتن تو یه گروه اسمشم گذاشته بودن "روژ مورژ". بعد از مدتی دیدیم باز رومئو رفته سولو میخونه. یو هم رفت وا3 خودش خواننده شد. جالب اینجاس که فنا میگن چون رومئو هم از سینما بیزار جدا شد هم از روژ مورژ, پس حتماً مشکل از خودش بوده و بدجوری باهاش چپ شدن خلاصه! یو هم که این نامه رو نوشت علاوه ی علت شد! ولی من میگم چرا تقصیر یو نباشه؟؟!!!
  خو اونم هم از سینما بیزار جدا شد هم از روژ مورژ ! حالا چون یو خوشگلتره همه چی تقصیر رومئوئه؟؟؟!!!!

ولی جدی دلم خیلی سوخت وا3 اسی اینا. تو یه اینترویویی که یه کمی بعد از جدا شدنشون بود, یه چن باری خیطش کرد اسی.
دوس دارین بخونینی؟
 
بخونین!!!

قسمتی از اینتویوی story of a evaluation!:

800x600

"اینتویوئر:به نظر میرسه همتون برنامه هایی دارید. میتونید در مورد خودتون و بقیه ی اعضای CB صحبت کنید؟

 

رومئو: در حال حاضر به نظر میرسه Shin و Strify برنامه ریزی کردن که واسه خودشون یه کارایی بکنن. میتونید برید توی مای اسپیس mr.Hangover و Jack Strify و پیشرفتشونو توی طرح هاشونو ببینید. در مورد Yu و من , ما مدت طولانیی برنامه ریخته بودیم که یه گروه کنار CB بسازیم . چون ما میخواستیم به چیز قوی تر تبدیل شیم وچیزایی بیشتری از اونچیزی که توی CB بودو رو بیان کنیم. اسم گروه جدیدمون Rouge Morgue ه. این اسم از یکی از کتابای ادگار آلن پو به اسم "Double Assassinat dans la Rue Morgue" گرفته شده. ما شیش نفریم Tadahisa و Yu گیتار میزنن, To بیس میزنه, Suzy کیبورد, Knives درام و من میخونم. در حال حاضر ما داریم روی اولین البوممون کار میکنیم.

 

استرایفی : من نمیتونم از طرف  افراد دیگه ی بند حرف بزنم. در حال حاضر چیز زیادی برای گفتن ندارم. من ایده های زیادی برای آینده دارم. اما اینا فقط نقشه اند و واقعی نیستند. نمیتونم بیشتر درموردش بگم."

سوتی ها و سوژه های دیوا!

su: تسلیت میگم به دانشجوها و کلاْ طالب های علم!!!چون امتحاناشون شروع شده! شقا هم فک کنم سر درساشه نمیرسه آپ کنه... به هر حال بریم سوتی ها رو!!

سوتی ۱:

یه فن از استرایفی پرسید: چه مدل انیمیشنی دوس داری؟ سنتی یا غیر سنتی؟ (توجه کنید اینجا دختره گف " anime" ینی انیمشین)

استرایفی (با تعجب): ینی چی؟؟؟؟

فن:سنتی ینی دخترا با پسران و غیر سنتی ینی دخترا با دخترا و پسرا با پسران.

استرایفی (بازم با تعجب): فهمیدم! اما چه ربطی به حیوونا داره؟!!!! (اینجا " anime" رو animal" گرفته!!!)

همه اینجا زدن زیر خنده!

فن: منظورم انیمشین بود!!!

استرایفی (درحالیکه میخندید) : نگرفته بودم! فک کردم منظورت حیوونا بودن نه انیمشین!

 

سوتی ۲ :

استرایفی: "یه چیز خیلی ضایعی اتفاق افتاد توی Bochum . تمام روز داشتم مسخره بازی درمیاوردم که اسم شهرو اشتباه بگم... و این اتفاق افتاد! توی Bochum من رفتم سر صحنه و داد زدم "شب به خیر Nuremberg! "

یه خاطره ی خنده دار از استرایفی:

فن: بدترین/خنده دار ترین اتفاقی که طی تمرین یا اجرا واست افتاد چی بود؟

استرایفی: روی یه جعبه نشسته بودم میخوندم و یه هو جعبه شیکست. حالا توی جعبه نشسته بودم! و بقیه بچه ها نمیدونستن کجام!فقط صدامو میشنیدن که میخوندم!" 

(هنوزم دس از خوندن برنداشته!!!)

ادامه ی سوژه ها در روزهای آینده...!!!! چون اصلاً وخ ندارم.


اینم دوتا میوزیک ویدئو از گروه سابق دیوا اینا (سینما بیزار) واسه سحر جوووووووووووونقلبقلب قلب   :

My Obsession

I Came 2 Party

sh:ممنونم عزیزم خیلی ناز بودن.این دیوا هم که با این سوتی هاش من از اون جعبههخیلی خوشم اومد...

هنرنمایی!!! : رزی

Blessing or Curse?

su:سلام دوباره. من آپگریتم فعلاً درست شده چند دقیقه دیگه میفتم رو فرکانس قبلی!!!!

تو همین چن دقیقه استراحتم اومدم واسه تون بنویسم. ببینید من دیگه چقد خوبم!

 

دلم واست خیلی تنگیده شقایق جوووونم!

sh:منم همینطور گلم بابت این آپ جیگمیلت هم ممنونم هانی.

مثل اینکه تو این چن روز وبو کاملن مال خودت کردی!!!! میدونستم خیلی دختر زرنگی هستی اما دیگه فک نمیکردم تا حد!!! هوهاهاهاهاها شوخیدم!

 sh:هه هه هه هه

بریم سر اصل مطلب!

این پست درمورد حرفای استرایفیه درمورد تغییر سبکش و رفتار اطرافیانش و مربوط به قبل از فروپاشی گروهشه. (پستامون در مورد استرافی خیلی زیاد شد این دفعه ایشالا درمورد جواب یوئه به یکی تاز طرفدارا که شاید جواب سوال خیلی هاتون باشه.)

استرایفی قبل از اینکه با ویژوال کی آشنا شه یه پسر عادی مثل تموم دوستاش بود. آرایش نمیکرد و از لباسای عجیب و غریب خبری نبود. استرافی و یو درمورد این موضوع خیلی آهنگا نوشتن, مثل : the way we are, I don't believe, the other people و من فک میکنم حتا escape to the stars هم درمورد همین موضوع باشه. اگه کسی هستید که لیریکاشونو میخونید و روش فکر میکنید این مطلب شاید خیلی به دردتون بخوره.

 

این پست به درخواست یکی از دوستای خیلی گلم(که چند قرن پیش) درخواستش کرده بوده: (rockboy جون) برید بلاگشو ببینید خیلی باحاله.... (راکی حالا بده زیرمیزی رو واست تبلیغ کردم! بودو یالا!)

(su)

 

Blessing or Curse?

 

مصاحبه کننده: وقتی 13 سالت بود از خط چشم و لوازم آرایش استفاده میکردی. حتماً واسه پدرت غیرعادی بود.

 

اون واقعاً عصبانی میشد .و استرایفی انتظارشو نداشت.

 

استرایفی به یاد میاره: "البته پدرم گفت دیگه حق ندارم دوباره آرایش کنم و وقتی گوش نکردم دعوا بزرگی بینمون برپا شد. برای سه ماه جو بینمون خیلی سنگین شده بود و به زور با هم حرف میزدیم. و وقتی سعی کرد ارتباطمو با دوستام قطع کنه, چون فکر میکرد دوستام تاثیر بدی روم دارن, این خیلی منو رنجوند."

 

و استرایفی به دوستاش احتیاج داشت که کمکش کنن.

 

اما این مشکل به خانواده ی استرایفی محدود نمیشد بلکه دایره ی دوستاشو هم در بر میگرفت. مردمی بودند که نمیدونستن باید چطوری با سبک جدیدش کنار بیان.

 

استرایفی: " وقتی دیگه نرمال نبودم (سبکم عوض شد) خیلیا این سبک جدیدمو دوس داشتن اما خیلی از دوستای قدیمیمو هم از دست دادم. اونا پشت سرم خیلی حرف میزدن. احساس میکردم این براشون مثل یه بازی بود. اونا فقط برای سرگرمی به دیدنم میومدن. ' بیا استرایفیو صدا کنیم, یه چیزی واسه خندیدن داریم!' این واقعاً خیلی منو میرنجوند."

 sh:میزدی دهن مهنشونو میاوردی پاییناااااا...

استرایفی هنوز مقاومت میکنه!

 

استرایفی: "البته که خیلی سخت بود, اما به عقب برگردیم, میتونم بگم سبک جدیدم, منو از نقش اجباریه عادی بودن آزاد کرد و در عوض به غریبه ای یکه رو تبدیلم کرد. من مثل یه موش خاکستری (که زیر سوراخ سنبه ها پنهون میشه) بودم که وقتی تغییر کردم خیلیا متوجهم شدن (این موشو پیدا کردن)." Su): الهی قربونت برم با اون ادبیات قشنگت! به خودم امیدوار شدم فکر کردم فقط خودم انشام بده! آخه این چه تشبیهی بود؟؟؟؟!حالم به هم خورد! مثلاً میگفتی قنچه ای بودم که شکفتم.... خوب شد نگفت (روم به دیوار) سوسکی بودم که از دست شویی اومدم بیرون! )

 sh:خدا نکشتت su تو هم که دیگه آخرشی!!!

در این زمان اون با مردمی ارتباط داشت که مسخرش میکردن. (su : اون دوست.پسر بی غیرتت کجا بود ازت دفاع کنه؟!)

 sh:من اگه جایه یو بودم کبودشون میکردم اینطوری------->

استرایفی: "اونها به اشتباهاتشون پی بردن و حالا میدونن که حتا اگه ظاهرم متفاوت به نظر میرسه بازم درونم همون آدمه."

sh:ایول به عزیز دلم استریفی جونم ایول داریاااااااا

مصاحبه کننده : پدرت چی؟

استرایفی لبخند میزنه : "اون دیگه یاد گرفته با این قضیه کنار بیاد. الان میدونه اگه یه کوچولو آرایش کنم و متفاوت لباس بپوشم مشکلی پیش نمیاد. الان به نظرش دوستام و گروهم خوبن!"


این عکسا هم مربوط به همون زمانهایی ن که استرایفی درموردشون حرف زد:

http://up.vatandownload.com/images/3q0wurumwwxbhcsb2h1.jpg

http://up.vatandownload.com/images/kgzfnrxkseo1emc6qry.jpg

http://up.vatandownload.com/images/dbnfe2mao9h7zpxbg83d.jpg

ترجمه:رزی