یه پست در هم و ناز

Su: توی 21 جنری2010  فهمیدیم که سینما بیزار از هم جدا شدن البته گفتن که میخوان یه استراحتی بکنن و بعدش دیگه نگفتن قراره چی بشه! ما هم که حتماً نفهمیدیم!!! برین سر خودتونو کلاه بذارین!!!قهر

یه فن توی توییتر پرسید(البته نپرسید, توپید!) یو هم ترسید جوابشو داد!!!!خنده

http://up.vatandownload.com/images/saqczjkk4j65vh8qsb.jpg


فن: بلاخره میشه شما فن ها لطفن بهمون بگید چه اتفاقی افتاده؟! ما حق داریم بدونیم آیا سینما بیزار دوباره به هم میپیونده یا نه... آیا هیچکدوم از شما جداً درموردش فکر کردید؟!! انگار همتون رفتین پی کار خودتون. اگر اینطوره لطفن دیگه امیدهای الکی بهمون ندید.


جواب یو:

"فکر میکنم تاحالا به خیلی سوالها با این موضوع جواب دادم. حالا هم همون جوابیو میدم که واقعیته: من فکر کردم و سعی کردم دوباره همه چیزو عوض کنم, اما من تنها کسی نبودم که میخواستم تمومش کنم حالا باید پاش وایستم. من به هیچکس امید الکی نمیدم....

ما شاید از هم جدا باشیم اما روزی یه گروه بودیم."

SU: منظور؟؟؟!!!!عصبانی

حالا به خاطر اینکه زیاد دپرس نشین واسه تون عکس های *سیزده بدر*نیشخند استرایفی و دوستاشو گذاشتم !!!! برین تو ادامه مطلب ببینین!!!!

ترجمه:رزی

ادامه نوشته

Blessing or Curse?

su:سلام دوباره. من آپگریتم فعلاً درست شده چند دقیقه دیگه میفتم رو فرکانس قبلی!!!!

تو همین چن دقیقه استراحتم اومدم واسه تون بنویسم. ببینید من دیگه چقد خوبم!

 

دلم واست خیلی تنگیده شقایق جوووونم!

sh:منم همینطور گلم بابت این آپ جیگمیلت هم ممنونم هانی.

مثل اینکه تو این چن روز وبو کاملن مال خودت کردی!!!! میدونستم خیلی دختر زرنگی هستی اما دیگه فک نمیکردم تا حد!!! هوهاهاهاهاها شوخیدم!

 sh:هه هه هه هه

بریم سر اصل مطلب!

این پست درمورد حرفای استرایفیه درمورد تغییر سبکش و رفتار اطرافیانش و مربوط به قبل از فروپاشی گروهشه. (پستامون در مورد استرافی خیلی زیاد شد این دفعه ایشالا درمورد جواب یوئه به یکی تاز طرفدارا که شاید جواب سوال خیلی هاتون باشه.)

استرایفی قبل از اینکه با ویژوال کی آشنا شه یه پسر عادی مثل تموم دوستاش بود. آرایش نمیکرد و از لباسای عجیب و غریب خبری نبود. استرافی و یو درمورد این موضوع خیلی آهنگا نوشتن, مثل : the way we are, I don't believe, the other people و من فک میکنم حتا escape to the stars هم درمورد همین موضوع باشه. اگه کسی هستید که لیریکاشونو میخونید و روش فکر میکنید این مطلب شاید خیلی به دردتون بخوره.

 

این پست به درخواست یکی از دوستای خیلی گلم(که چند قرن پیش) درخواستش کرده بوده: (rockboy جون) برید بلاگشو ببینید خیلی باحاله.... (راکی حالا بده زیرمیزی رو واست تبلیغ کردم! بودو یالا!)

(su)

 

Blessing or Curse?

 

مصاحبه کننده: وقتی 13 سالت بود از خط چشم و لوازم آرایش استفاده میکردی. حتماً واسه پدرت غیرعادی بود.

 

اون واقعاً عصبانی میشد .و استرایفی انتظارشو نداشت.

 

استرایفی به یاد میاره: "البته پدرم گفت دیگه حق ندارم دوباره آرایش کنم و وقتی گوش نکردم دعوا بزرگی بینمون برپا شد. برای سه ماه جو بینمون خیلی سنگین شده بود و به زور با هم حرف میزدیم. و وقتی سعی کرد ارتباطمو با دوستام قطع کنه, چون فکر میکرد دوستام تاثیر بدی روم دارن, این خیلی منو رنجوند."

 

و استرایفی به دوستاش احتیاج داشت که کمکش کنن.

 

اما این مشکل به خانواده ی استرایفی محدود نمیشد بلکه دایره ی دوستاشو هم در بر میگرفت. مردمی بودند که نمیدونستن باید چطوری با سبک جدیدش کنار بیان.

 

استرایفی: " وقتی دیگه نرمال نبودم (سبکم عوض شد) خیلیا این سبک جدیدمو دوس داشتن اما خیلی از دوستای قدیمیمو هم از دست دادم. اونا پشت سرم خیلی حرف میزدن. احساس میکردم این براشون مثل یه بازی بود. اونا فقط برای سرگرمی به دیدنم میومدن. ' بیا استرایفیو صدا کنیم, یه چیزی واسه خندیدن داریم!' این واقعاً خیلی منو میرنجوند."

 sh:میزدی دهن مهنشونو میاوردی پاییناااااا...

استرایفی هنوز مقاومت میکنه!

 

استرایفی: "البته که خیلی سخت بود, اما به عقب برگردیم, میتونم بگم سبک جدیدم, منو از نقش اجباریه عادی بودن آزاد کرد و در عوض به غریبه ای یکه رو تبدیلم کرد. من مثل یه موش خاکستری (که زیر سوراخ سنبه ها پنهون میشه) بودم که وقتی تغییر کردم خیلیا متوجهم شدن (این موشو پیدا کردن)." Su): الهی قربونت برم با اون ادبیات قشنگت! به خودم امیدوار شدم فکر کردم فقط خودم انشام بده! آخه این چه تشبیهی بود؟؟؟؟!حالم به هم خورد! مثلاً میگفتی قنچه ای بودم که شکفتم.... خوب شد نگفت (روم به دیوار) سوسکی بودم که از دست شویی اومدم بیرون! )

 sh:خدا نکشتت su تو هم که دیگه آخرشی!!!

در این زمان اون با مردمی ارتباط داشت که مسخرش میکردن. (su : اون دوست.پسر بی غیرتت کجا بود ازت دفاع کنه؟!)

 sh:من اگه جایه یو بودم کبودشون میکردم اینطوری------->

استرایفی: "اونها به اشتباهاتشون پی بردن و حالا میدونن که حتا اگه ظاهرم متفاوت به نظر میرسه بازم درونم همون آدمه."

sh:ایول به عزیز دلم استریفی جونم ایول داریاااااااا

مصاحبه کننده : پدرت چی؟

استرایفی لبخند میزنه : "اون دیگه یاد گرفته با این قضیه کنار بیاد. الان میدونه اگه یه کوچولو آرایش کنم و متفاوت لباس بپوشم مشکلی پیش نمیاد. الان به نظرش دوستام و گروهم خوبن!"


این عکسا هم مربوط به همون زمانهایی ن که استرایفی درموردشون حرف زد:

http://up.vatandownload.com/images/3q0wurumwwxbhcsb2h1.jpg

http://up.vatandownload.com/images/kgzfnrxkseo1emc6qry.jpg

http://up.vatandownload.com/images/dbnfe2mao9h7zpxbg83d.jpg

ترجمه:رزی